X
تبلیغات
رخام
دانشمندان فنلاندي، ژن‌هايي را شناسايي كردند كه مي‌توانند مستعد اختلالات اضطرابي باشند. تحقيق انجام شده تحت نظارت fellow iris hovatta روي ژن‌هاي تاثيرگذار بر رفتار انساني نشان داد برخي ژن‌هاي مورد مطالعه يك ارتباط آماري بين اختلالات اضطرابي خاص را دارد.

اختلالات اضطرابي داراي انواع مختلفي از جمله اختلال اضطرابي اجتماعي و اختلال اضطرابي عمومي ‌است‌، در اختلال اضطرابي اجتماعي، افراد ترس از اجتماع‌، ترس دائمي ‌شديد و مزمن از ديده شدن و قضاوت توسط ديگران دارند و با كارهاي خودشان حقير و دستپاچه مي‌شوند.
اين ترس ممكن است آنقدر شديد باشد كه با كار يا مدرسه و ديگر فعاليت‌هاي روزانه تداخل كند. حتي اگر فعاليت‌هاي آنها زياد و بدون مسووليت باشد، قادر نيستند بر ترسشان غلبه كنند. افراد با ترس از اجتماع اغلب براي روزها و هفته‌ها پيش از وقوع يك موقعيت وحشتناك نگرانند و ترس از اجتماع مي‌تواند تنها به يك نوع موقعيت محدود شود، از قبيل صحبت كردن در موقعيت‌هاي رسمي ‌يا غيررسمي، ‌اما اين مشكل ممكن است آنقدر گسترده باشد كه افراد علائم را تقريباً هر وقتي در اطراف افراد ديگر هستند، تجربه كنند كه احتمالاً آنها را از رفتن به محل كار يا مدرسه در برخي روزها باز مي‌دارد.
بسياري از افراد با اين بيماري در پيدا كردن و نگه داشتن دوستانشان مشكل دارند. علائم فيزيكي اغلب ترس از اجتماع را همراهي مي‌كنند و شامل سرخ شدن صورت، عرق كردن فراوان، لرزيدن، تهوع و اشكال در صحبت كردن هستند. ترس از اجتماع، حدود 15 ميليون آمريكايي بالغ را مبتلا مي‌كند.
زنان و مردان به ميزان مساوي مبتلا مي‌شوند. اختلال معمولاً در كودكي يا اوايل نوجواني شروع مي‌شود. شواهدي وجود دارد كه فاكتورهاي ژنتيكي درگير هستند. ترس از اجتماع اغلب همراه با ديگر اختلالات اضطرابي يا افسردگي رخ مي‌دهد. سوءمصرف مواد يا وابستگي ممكن است در كساني كه تلاش مي‌كنند با نوشيدن الكل و سوء مصرف مواد «خود درماني»  كنند، ايجاد شود.
نوع ديگري از اختلالات اضطرابي، اختلال اضطرابي عمومي‌ است كه با سطوح غيرطبيعي نروترنسميترها در مغز مرتبط است. افراد مبتلا به اين نوع اختلال هميشه در مورد سلامت‌، مال‌، خانواده يا كار نگران هستند. ترس آنها از سطوح طبيعي اضطراب كه مردم بصورت روزمره تجربه مي‌كنند ، بسيار بيشتر است ‌، برخلاف بقيه اختلالات اضطرابي، افراد مبتلا به اختلال اضطرابي عمومي‌ (GAD) ‌ از موقعيت‌هاي خاصي به عنوان نتيجه اختلال آنها اجتناب نمي‌كنند.
شواهدي وجود دارد كه ژنتيك نقش نسبتاً كمي ‌در GAD دارد. GAD معمولاً با دارو درمان مي‌شود. از آنجايي كه GAD بندرت به تنهايي رخ مي‌دهد، حالات همراه از قبيل اختلال اضطرابي، افسردگي، يا سوء مصرف مواد بايد همراه با آن درمان شوند. 
شيوه‌هاي درماني براي اختلالات اضطرابي شامل داروها‌، رفتار درماني و درمان ادراكي هستند و به كارگيري تكنيك‌هاي تمدد اعصاب‌، تغييرات در شيوه زندگي‌، رژيم سلامت‌، آروماتراپي‌، ورزش و  درمان‌هاي گياهي نيز براي كاهش اضطراب توصيه مي‌شوند.

مهاركننده‌هاي مونو آمينو اكسيداز: مهاركننده‌هاي مونوآمينو اكسيداز قديمي‌ترين دسته ضدافسردگي‌ها هستند. فنلزين معمول‌ترين است كه تجويز مي‌شود و براي درمان اختلال پانيك و ترس از اجتماع به كار مي‌رود. بنزوديازپين‌ها قدرت بالا دارند؛ علائم را بسرعت برطرف مي‌كنند و با عوارض جانبي كمي‌ همراه هستند. گرچه خواب آلودگي مي‌تواند يك مشكل باشد، اما بنزوديازپين‌ها به طور معمول براي دوره‌هاي كوتاه زماني تجويز مي‌شوند و وقتي براي درمان اختلال ترس به كار مي‌روند براي 6 ماه تا يكسال تجويز مي‌شوند.
افرادي كه مشكلاتي با دارو يا سوء مصرف الكل داشته‌اند معمولا نامزدهاي خوبي براي اين داروها نيستند، زيرا ممكن است به اين داروها وابسته شوند. روان درماني نيز شامل گفتگو كردن با يك متخصص سلامت ذهن آموزش شده از قبيل يك روانپزشك‌، روان‌شناس يا جهت يادگيري چگونگي تعامل با مشكلاتي از قبيل اختلالات اضطرابي است. اين درمان‌ها غيراز ناراحتي موقتي از افزايش اضطراب، هيچ عوارض جانبي بدي ندارند.
داروها ممكن است با روان درماني تركيب شود و براي بسياري از مردم اين بهترين انتخاب براي درمان است. عود اضطراب نيز مي‌تواند به طور موثر درمان شود و به همان روش اپيزودهاي ابتدايي كنترل مي‌شوند. مهارت‌هايي كه در تعامل با اپيزود ابتدايي ياد داده شدند مي‌توانند در مواجهه با اضطراب آينده كمك كننده باشند. اگر خانواده تمايل به بي‌اهميت دانستن اختلال داشته باشد يا خواستار بهبود بدون درمان باشد فرد مبتلا رنج خواهد كشيد و داروسازان نقش بسيار سخت و فرصتي استثنايي در ارزيابي اختلالات اضطرابي بيمارانشان و فراهم كردن  توصيه به بيماراني كه داروهاي ضد اضطراب مصرف مي‌كنند دارند.
+ نوشته شده توسط شقایق براتی در سه شنبه 12 آذر1387 و ساعت 6:39 PM |

غلظت پروتئین ها در پلاسما در حدود g/dl 8-6 می باشد و به اجزا و دسته های مختلف تقسیم می شوند که مهمترین آن ها عبارتند از:

آلبومین                                                              g/dl 1/5-2/3

                        آلفایک ـ گلبولین              g/dl 39/0-06/0

                        آلفا دو ـ گلبولین                           g/dl 75/0-28/0

گلبولین ها          بتا ـ گلبولین                                g/dl 25/1-69/0

                        گاما ـ گلبولین                              g/dl 2-8/0

فیبرینوژن                                                            g/dl 4/0 – 2/0

پروتئین ادرار 50 تا 150 میلی گرم در 24 ساعت و پروتئین مایع نخاع 10 تا 45 میلی گرم در صد میلی لیتر می باشد.

آلبومین (Albumine) :

سبک ترین پروتئین پلاسما است و بیش از 50 درصد پروتئین پلاسما را تشکیل می دهد. آلبومین در کبد سنتز می شود. هر روز هفت درصد آن نو می شود و نیم عمر آن 10 تا 18 روز است. آلبومین پروتئینی است کروی به طول 15 و عرض 8/3 نانومتر، با وزن ملکولی 66000 دالتون. این زنجیره پلی پپتیدی از 500 اسید آمینه تشکیل شده است. آلبومین دارای تعداد زیادی اسید آمینه باردار بوده و لذا دارای بار یونی خیلی زیاد می باشد. سرم آلبومین به راحتی تغییر ماهیت نمی دهد و تا 60 درجه سانتیگراد مقاوم است.

تنها پروتئین پلاسما که در جنین 6 هفته ای وجود دارد، سرم آلبومین می باشد و در زمان تولد مقدار آن برابر افراد طبیعی و بالغ است. چنان چه غلظت آلبومین پلاسما (در افراد بالغ) به کمتر از g/dl 2 برسد خیز یا ادم (Edema) پیش می آید.

در پاتولوژی، عمدتاً در اثر سوء تغذیه و ضایعات دستگاه گوارش مقدار آن کاهش می یابد. در نارسایی های پانکراس، بیماری های روده ای و بیماری های سنتز سرم آلبومین اکتسابی (سیروز کبد) و یا مادرزادی (Analbuminemic) ، نفروز، بعد از یک حالت شوک و یا بعد از اثر اشعه کامل در رادیو تراپی، کاهش مشاهده می گردد. افزایش نسبی آلبومین در هیدراتاسیون حاد بوجود می آید.

آلبومین دارای دو نقش مهم است : اولاً ، نگهداری و حفظ فشار اسمزی، ثانیاً ناقل بعضی از ترکیبات. آلبومین ناقل بعضی از هورمون ها ، مواد رنگی، بیلی روبین، برخی از عناصر معدنی کمیاب (Trace elements) ، بسیاری از داروها و اسیدهای چرب در جریان خون است.

گلوبولین ها (Globulines) :

گلوبولین ها دارای وزن مولکولی در حدود 150000 دالتون و pH ایزو الکتریک آن ها در حدود هفت می باشد. بعضی از گلوبولین ها در آب محلول نیستند ولی در محلول های نمکی رقیق حل می شوند. در خون انسان چندین نوع گلوبولین وجود دارد که به وسیله الکتروفورز از یکدیگر جدا می شوند و آن ها را به ترتیب گلوبولین های آلفا یک، آلفا دو، بتا و گاما می نامیم.

آلفا ـ یک گلوبولین: این جزء پروتئین سرم، در کمبود Alpha 1 – antitrypsin که در بیماری امفیزهای جوانی (Juvenile Emphysema) پیش می آید، به طور فاحشی کاهش می یابد. به ندرت هیپوآلفا لیپو پروتئین همراه با کاهش آلفا یک ـ گلوبولین دیده می شود.

الفا دو ـ گلوبولین: در بسیاری از بیماری ها افزایش می یابد، مثل گرسنگی کشیدن، آماس کبدی و غیره که از همه مهم تر در سندرم نفروتیک به علت پیدایش آلفا دو ـ ماکروگلوبولین و یا M-Proteins می باشد که همراه با آلفا دو در نوار الکتروفورز دیده می شود. به ندرت هیپرلیپو پروتئینی با افزایش آلفا دو ـ گلوبولین همراه می باشد.

بتا ـ گلوبولین : بتا ـ گلوبولین دی هیپوگاما گلوبولینمی کاهش یافته و در بسیاری از بیماری های دیگر افزایش می یابد. مثل اختلالات کبدی، مجاری صفراوی، متابولیسم چربی ها، کمبود شدید آهن و غیره. بتاگلوبولین ها پروتئین هایی هستند که یون های فلزی را در خون حمل می کنند مانند ترانسفرین که آهن را حمل می کند.

ایمنوگلوبولین ها (Immunoglobulins) :

ایمنوگلوبولین ها، پروتئین هایی هستند که خاصیت آنتی بادی دارند. بیشتر آنتی بادی های سرم در بخش گاما ـ گلوبولین یافت می شوند ولی آنتی بادی ها، در جزءهای بتا و آلفا دو گلوبولین هم بوده و علاوه بر آن، بعضی از پروتئین ها که با گاما ـ گلوبولین حرکت می کنند حتی خاصیت آنتی بادی بودن را ندارند.

با استفاده از تکنیک های الکتروفورز، ایمنوالکتروفورز، Elisa , RIA ایمنودیفیوژن، اولتراسانتریفوژ و غیره می توان ایمنوگلوبولین ها را شناسایی و تعیین و تعیین مقدار نمود.

ایمنوگلوبولین، از چهار زنجیر پیتیدی ساخته شده است که دو بدو با یکدیگر شباهت داشته و عبارتند از دو زنجیر سنگین H (Heavy) با وزن مولکولی 50000 دالتون و دو زنجیر سبک L (Light) با وزن مولکولی 25000 دالتون، این زنجیرها به وسیله پل های دی سولفور (-s-s) به یکدیگر متصل شده اند، این پل ها در داخل زنجیر هم وجود دارند و باعث خمیدگی ملکول بر روی خود می شوند. ضمناً روی هر زنجیر سنگین یک ملکول قندی نیز قرار گرفته است.

از نظر ساختمانی ایمنوگلوبولین ها دارای مکان معینی برای پیوند با آنتی ژن مربوطه می باشند. قسمت –N انتهایی هر زنجیر متغیر است (V) و ساختمان آن برحسب نوع آنتی ژن مشخص می شود در حالی که بقیه مولکول زنجیرهای سبک و سنگین دارای ساختمان ثابتی (C) می باشد.

ایمنوگلوبولین ها از نظر شکل و اندازه، قند موجود در ساختمان آن ها و تعداد و نوع اسید آمینه ها، به دسته های مختلف تقسیم می شوند که عبارتند از ایمنوگلوبولین های D,E,A,M,G که به صورت IgD , IgE , IgA , IgM , IgG نشان داده می شوند.

IgG : آنتی کر IgG در موقع جواب دادن به یک آنتی ژن محلول (مانند توکسین باکتری) در سرم ظاهر می شود و در حدود 75 درصد ایمنوگلوبولین سرم را شامل می شود.

IgM : در جواب به یک آنتی ژن اختصاصی (ملکول های درشت باکتری) و اولین دفاع کننده بدن در مقابل باکتری ها می باشد.

IgA : محل تولید این آنتی کر در روده و غدد بزاقی، اشک، عرق، شیر و ترشحات ادراری می باشد و بر علیه آنتی ژن خاصی وارد عمل می شود. در حدود 10 تا 15 درصد ایمنوگلوبولین های سرم را تشکیل می دهد.

IgE : این آنتی کر در مقابل واکنش تولیدکننده حساسیت به عنوان واسط نقش دارد.

IgD : عمل آن هنوز کاملاً روشن نیست، به عنوان گیرنده بر روی سلول های لنفوسیت قرار دارد.

نسبت مقادیر آلبومین به گلوبولین ها در سرم طبیعی برابر 3/1 تا 2 می باشد، تغییرات این نسبت (A/G ratio) در برخی از بیماری ها شناخته شده است و سنجش آن ارزش کلینیکی دارد.

فیبرینوژن:

فیبرینوژن، یک نوع پروتئین است که در پلاسما بوده ولی در سرم وجود ندارند. فاکتور I انعقاد خون است و در کبد ساخته می شود و دارای وزن مولکولی 350 هزار دالتون است که شش برابر بزرگتر از آلبومین سرم می باشد. فیبرینوژن دارای شش زنجیر پلی پپتیدی است که دو بدو با یکدیگر مشابه می باشند. ساختمان فضایی فیبرینوژن بوسیله 28 پل دی سولفور پایدار می گردد.

کمبود مادرزادی فیبرینوژن سبب اختلال در مکانیسم لخته شدن می گردد و کمبود اکتسابی فیبرینوژن سبب خونریزی حاد می گردد. بعضی از علل کمبود فیبرینوژن اکتسابی عبارتند از: شوک، بعد از جراحی های بزرگ و مارگزیدگی. اگر پلاسما به جای سرم در الکتروفورز، مورد استفاده قرار می گیرد، فیبرینوژن به شکل پاراپروتئین، ایجاد باند کرده و در قسمت گاماگلوبولین، باعث اشتباه در تشخیص می شود.

منبع :گروه زیست شناسی کرمان

+ نوشته شده توسط شقایق براتی در جمعه 3 آبان1387 و ساعت 1:25 PM |
آموخته ام که......................

اموخته ام كه:

اموخته ام كه : باد ، با چراغ خاموش ، كاري ندارد .

اموخته ام كه : زندگي جدي است ، ولي ، ما نياز به دوستي داريم ، كه لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .

 اموخته ام كه : تنها چيزي که يك شخص مي خواهد ، تنها ، دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميد نش .

اموخته ام كه : هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمكش نيستم ، دعا كنم .

اموخته ام كه : لبخند ارزانترين راهي است ، كه مي توان با ان نگاه را وسعت بخشيد .

اموخته ام كه : بايد شكر گزار باشيم ، كه خدا هر انچه را که مي طلبيم ، به ما نمي دهد .

اموخته ام كه : گاهي مهر بان بودن ، بسيار مهمتر از درست بودن است .

اموخته ام كه : عشق ، مركب حركت است ، نه مقصد حركت ، نه زمان .

اموخته ام كه : اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد.

اموخته ام كه : مهم بودن خوب است ، ولي خوب خوب بودن ، از ان مهمتر.

اموخته ام كه : خوشبختي ، جستن ان است ، نه پيدا كردن ان .

اموخته ام كه : تنها اتفا قا ت كوچك زندگي است ، كه زندگي را تماشايي مي كند. اموخته ام كه : خداوند متعال همه چيز را در يك روز نيافريد ، پس چطورمي شود كه من همه چيز را در يك روز بدست اورم .

اموخته ام كه : چشم پوشي از حقايق ، انها را تغيير نمي دهد.

اموخته ام كه : در جست و جوي محبت و خوشبختي ، زماني براي تلف كردن وجود ندارد.

اموخته ام كه : اگر در ابتدا موفق نشدم ، با شيوه اي جديدتر ، دوباره بكو شم.

اموخته ام كه : موفقيت يك تعريف دارد : ( باور داشتن موفقيت)

 اموخته ام كه : تنها كسي كه مرا شاد مي كند ، کسی ست كه مي گويد تو مرا شاد كردي .

اموخته ام كه : هر چه زمان كمتري داشته باشيم ، كارهاي بيشتري انجام ميدهيم .

اموخته ام كه : به چيزي كه دل ندارد ، نبايد دل بست .

+ نوشته شده توسط شقایق براتی در یکشنبه 21 مهر1387 و ساعت 8:25 PM |
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند
تا اینکه قورباغه‌ها علیه مارها به لک لک‌ها شکایت کردند
لک لک‌ها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغه‌ها از این حمایت شادمان شدند
طولی نکشید که لک لک‌ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه‌ها
قورباغه‌ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک‌ها کنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند
مارها بازگشتند ولی اینبار همپای لک لک‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها کردند
حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند
ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است !
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !!؟؟
 

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟

+ نوشته شده توسط شقایق براتی در جمعه 19 مهر1387 و ساعت 8:5 PM |
 

راز گل ها         گل نرگس

از قدیمهای خیلی دور هر گل را نشانه ی احساسات اهداء کننده آن می دانستند .

 

گل سرخ – عشق آتشین مرا بپذیر

غنچه گل – برای نخستین بار قلبم به خاطر تو لرزید

گل میخک – قلبم را به تو تقدیم می کنم

گل شقایق – زندگیم فقط بخاطر عشق توست

گل بنفشه – همیشه بیاد من باش

گل اطلسی – نمی دانم مرا دوست داری یا نه

گل محمدی – ترا از صمیم قلب می پرستم

گل شب بو – در شب مهتاب رویت را می بوسم

گل همیشه بهار – عشق تو برای همیشه در قلب من رخنه کرده

گل داودی – از صدای دلپذیر تو لذت می برم

گل اشرفی – این هدیه را از من بپذیر

گل اقاقیا سفید – عشق پاک ، نتیجه ازدواج و خوشبختی

گل میمون – یک بوسه می خواهم نه بیشتر

گل یخ – از عشق تو نا امیدم

گل تاج خروس – از دوریت سر گردان شده ام

گل لادن – گاهی از من یاد کن

گل سفید – میسوزم و می سازم

گل مینا – بی وفا به دل داده ی خود رحم نکردی

گل کامیلیا – فداکاری در راه عشق خوشبختی می آورد

گل زرد – از تو بیزارم

گل نسترن – شهرت را بر عشق رجحان دادی

گل ساعتی – در واپسین دم زندگی ، خوشبختی تو رامی خواهم

گل پژمرده – افسوس که بهای عشقت را ناچیز پنداشتم

گل مریم – به پاک دامنی تو درود می فرستم

گل کوکب – چرا بیهوده قلبم را افسرده می سازی

گل رازقی – شفا و بهبودی تو را آرزو دارم

گل لاله – تو که دل مرا غم زده می خواهی ، این من و این دل دردمند من

گل سنبل – تو بمنزله باغ پر گلی هستی که دلدادگان را از تو نتیجه ای نیست

گل بیدمشک – اگر می سوزم و خاکستر می شوم ، گناه از بخت بد من است ، تو را می بخشم

گل رازیانه – هر چند در کنارم نیستی ولی نگاهت در تنهایی مونس من است

گل ناز – ناز و دلبری جامه ایست که به قامت تو دوخته اند

گل یاسمن – دستی است که دامن دلدار می گیرد و زبانی است که تمنا می کند

گل یاس – از من نخواه که جز راستی سخن گویم ، من شیفته تو هستم

گل چای – بختم بیدار و طالعم میمون است

گل هرزه – حساس و موشکافم و بر عشق گذشته حسرت می خورم

گل حنا – بیشتر از این دیگر فریب ترا نمی خورم

گل شیپوری – به تو اطمینان می دهم که جنجال حسودان در عشق ما اثری نخواهد داشت

گل مروارید – این آواز حزین دل داده ایست که برای آخرین بار سخن می گوید

گل سوری – عزیزم با من مهربانتر از گذشته باش

گل عباسی – تو مایه امید و سرچشمه آرزوهای منی

گل شمعدانی – عشق لازمه زندگی است و بدون عشق نمی توان زنده بود

گل نرگس – خود را این همه سزاوار عتاب نمی بینم ، دلم از نامهربانی های تو بستوه آمده است

+ نوشته شده توسط شقایق براتی در پنجشنبه 18 مهر1387 و ساعت 6:53 PM |


Powered By
BLOGFA.COM