
اختلالات اضطرابي داراي انواع مختلفي از جمله اختلال اضطرابي اجتماعي و اختلال اضطرابي عمومي است، در اختلال اضطرابي اجتماعي، افراد ترس از اجتماع، ترس دائمي شديد و مزمن از ديده شدن و قضاوت توسط ديگران دارند و با كارهاي خودشان حقير و دستپاچه ميشوند.
اين ترس ممكن است آنقدر شديد باشد كه با كار يا مدرسه و ديگر فعاليتهاي روزانه تداخل كند. حتي اگر فعاليتهاي آنها زياد و بدون مسووليت باشد، قادر نيستند بر ترسشان غلبه كنند. افراد با ترس از اجتماع اغلب براي روزها و هفتهها پيش از وقوع يك موقعيت وحشتناك نگرانند و ترس از اجتماع ميتواند تنها به يك نوع موقعيت محدود شود، از قبيل صحبت كردن در موقعيتهاي رسمي يا غيررسمي، اما اين مشكل ممكن است آنقدر گسترده باشد كه افراد علائم را تقريباً هر وقتي در اطراف افراد ديگر هستند، تجربه كنند كه احتمالاً آنها را از رفتن به محل كار يا مدرسه در برخي روزها باز ميدارد.
بسياري از افراد با اين بيماري در پيدا كردن و نگه داشتن دوستانشان مشكل دارند. علائم فيزيكي اغلب ترس از اجتماع را همراهي ميكنند و شامل سرخ شدن صورت، عرق كردن فراوان، لرزيدن، تهوع و اشكال در صحبت كردن هستند. ترس از اجتماع، حدود 15 ميليون آمريكايي بالغ را مبتلا ميكند.
زنان و مردان به ميزان مساوي مبتلا ميشوند. اختلال معمولاً در كودكي يا اوايل نوجواني شروع ميشود. شواهدي وجود دارد كه فاكتورهاي ژنتيكي درگير هستند. ترس از اجتماع اغلب همراه با ديگر اختلالات اضطرابي يا افسردگي رخ ميدهد. سوءمصرف مواد يا وابستگي ممكن است در كساني كه تلاش ميكنند با نوشيدن الكل و سوء مصرف مواد «خود درماني» كنند، ايجاد شود.
نوع ديگري از اختلالات اضطرابي، اختلال اضطرابي عمومي است كه با سطوح غيرطبيعي نروترنسميترها در مغز مرتبط است. افراد مبتلا به اين نوع اختلال هميشه در مورد سلامت، مال، خانواده يا كار نگران هستند. ترس آنها از سطوح طبيعي اضطراب كه مردم بصورت روزمره تجربه ميكنند ، بسيار بيشتر است ، برخلاف بقيه اختلالات اضطرابي، افراد مبتلا به اختلال اضطرابي عمومي (GAD) از موقعيتهاي خاصي به عنوان نتيجه اختلال آنها اجتناب نميكنند.
شواهدي وجود دارد كه ژنتيك نقش نسبتاً كمي در GAD دارد. GAD معمولاً با دارو درمان ميشود. از آنجايي كه GAD بندرت به تنهايي رخ ميدهد، حالات همراه از قبيل اختلال اضطرابي، افسردگي، يا سوء مصرف مواد بايد همراه با آن درمان شوند.
شيوههاي درماني براي اختلالات اضطرابي شامل داروها، رفتار درماني و درمان ادراكي هستند و به كارگيري تكنيكهاي تمدد اعصاب، تغييرات در شيوه زندگي، رژيم سلامت، آروماتراپي، ورزش و درمانهاي گياهي نيز براي كاهش اضطراب توصيه ميشوند.
افرادي كه مشكلاتي با دارو يا سوء مصرف الكل داشتهاند معمولا نامزدهاي خوبي براي اين داروها نيستند، زيرا ممكن است به اين داروها وابسته شوند. روان درماني نيز شامل گفتگو كردن با يك متخصص سلامت ذهن آموزش شده از قبيل يك روانپزشك، روانشناس يا جهت يادگيري چگونگي تعامل با مشكلاتي از قبيل اختلالات اضطرابي است. اين درمانها غيراز ناراحتي موقتي از افزايش اضطراب، هيچ عوارض جانبي بدي ندارند.
داروها ممكن است با روان درماني تركيب شود و براي بسياري از مردم اين بهترين انتخاب براي درمان است. عود اضطراب نيز ميتواند به طور موثر درمان شود و به همان روش اپيزودهاي ابتدايي كنترل ميشوند. مهارتهايي كه در تعامل با اپيزود ابتدايي ياد داده شدند ميتوانند در مواجهه با اضطراب آينده كمك كننده باشند. اگر خانواده تمايل به بياهميت دانستن اختلال داشته باشد يا خواستار بهبود بدون درمان باشد فرد مبتلا رنج خواهد كشيد و داروسازان نقش بسيار سخت و فرصتي استثنايي در ارزيابي اختلالات اضطرابي بيمارانشان و فراهم كردن توصيه به بيماراني كه داروهاي ضد اضطراب مصرف ميكنند دارند.

آموخته ام که......................


